تبليغاتX
بهشت خوبان
حال و روز مزار چریک تنهای انقلاب + عکس

شهید سید علی اندرزگو از جمله مبارازان سرشناس و  انقلابی بود که از او با عنوان چریک تنهای انقلاب یاد می‌شد.این شهید بزرگوار خواب را از چشم اذناب حکومت طاغوت ربوده تا آنجا که دستگیری او به آرزوی ساواک تبدیل شده بود.

ساواک پس از سال‏ها تعقيب و گريز، سرانجام با کنترل مکالمات تلفني مناطق وسيعي از تهران، او را شناسايي کرد و دريافت که در 19 ماه مبارک رمضان مهمان يکي از دوستان خواهد بود. محل، مورد محاصره قرار گرفت و شهيد که راه فرار نمي‏ديد، اسنادي را که در جيب داشت بلعید تا به دست ساواک نيافتند.

دژخيمان رژيم پس از درگيري که با او پيدا کردند، او را مجروح ساختند. اين شهيد والامقام سرانجام، طي اين درگيري در دوم شهريور 1357 با زبان روزه در 39 سالگي شربت شهادت نوشيد و به آرزوي ديرينه‏اش دست يافت. شهيد اندرزگو قصد ترور شاه را داشت که شهادتش مانع انجام اين نقشه شد.

این شهید بزرگوار در قطعه 39، ردیف 72، شماره 55 بهشت زهرا سلام الله علیها مدفون شد. پس از گذشت سال‌ها از شهادت، اما مزار این شهید که باید به عنوان یادمان شهدای انقلاب اسلامی از ظاهری در شان آن شهید برخوردار باشد، اما این روزها با وضعیت نامناسبی روبروست.

اگرچه سنگ قبر این شهید تعویض شد اما قرار بر این بود که مزار  شهید اندرزگو به صورت آرامگاه ساخته شود. (شکل زیر ) اما نه تنها این کار انجام نشد، بلکه اقدامی برای تعویض سنگ قبر شکسته شده مزار این شهید نیز صورت نگرفت.

گفتنی است بنیاد شهید و شهرداری متعهد شدند تا در محلی که مرحوم " ننه علی" مادر شهید قربانعلی رخشانی، نزدیک به 20 سال زندگی می‌کرد، یادمانی ساخته شود، که هنوز این کار نیز انجام نشده است.

تصویر مزار شهید بزرگوار سیدعلی اندرزگو  قبل از تخریب

لینک های مرتبط:

عكس: شهید اندرزگو چريك انقلاب

ساده‌زيستي آيت‌الله خامنه‌اي و انصاف ستودني حتي در قبال مخالفان/ ناشنیده‌هایی از چریک تنهای انقلاب/ فيلم: زنان دربار+ ادامه مستند تپش


 

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


برای بهترین مخلوق پروردگار" مادر "

یک نفر منتظرم هست که باید بروم

عاشق و دربه درم هست که باید بروم

به خدا او همه سالار دل و روح من است

غیرت و تاج سرم هست که باید بروم

دردو داروی دلم اوج خیال غزل است

سایه اش دو رو برم هست که باید بروم

او که پیغام فرستاد که کی میایی

هر نفس یاور من هست که باید بروم

پا اگر نیست مرا با دل و جان خواهم رفت

مادرم منتظرم هست که باید بروم ......


مادرم مرکز يک دايره پر معناست
مادرم بوي بهشت، بوي تمام گلهاست
مادرم بوي تب و رنج و غم و غصه ماست
مادرم عشق براي گذر از سختي هاست
زير پاي مادران جنت و مينوي خداست
دل اگر هست به گيتي دل مادرهاست
غم ندارد کسي دوست چو مادر دارد
لنگر کشتي عشق ،عاطفه مادرهاست
مثل گلبرگهاي رنگين گل سرخ بهار
دل خونين چون درياي غم مادرهاست
راه با پاي پر از ابله گر مي پويي
راه دل رو که آن راه دل مادرهاست...


 

نوشته شده توسط مرصاد در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


در حاشیه اظهارات محمدزاده معاون مطبوعاتی درباره خبرنگاران

خبرنگاران به خاطر جایگاهی که دارند در اکثر ممالک افرادی هستند قابل احترام که به قاعده واسطه مردم و مسئولانند، وقایع اطراف را ثبت می‌کنند، دردها و حرفهای مردم را می‌شوند و پاسخ مسئولان را می‌گیرند و منتشر می‌کنند.

خبرنگار به حرمت قلمی که خدا به آن قسم یاد کرده وارد عرصه‌ای می شود، خواهی نخواهی سخت. عرصه ناملایمات و بادهای پاییزی که از هر سو می‌وزند، می‌گویند «خبر خوب، خبر بد است» و این خبرنگار است که باید در کنار اخباری که مسئولان «محترم» می‌خواهند منتشر شود به دنبال اخباری باشد که «نمی‌خواهند منتشر شود»، اخباری که گاهی چالش برانگیز هست. تخلفات، بی‌تدبیرها و کاستی‌هایی که اگر به موقع منعکس شوند، «هزار میلیاردی» نمی شوند. انتشار آنها چشم ها را باز کند و مسئولان را به فکر چاره واقعه قبل از وقوع می‌اندازد.

خبرنگار می‌داند که مسئول جامعه خویش است و در ایجاد امیدواری و توسعه مملکتش سهم دارد و باید نور امید بتاباند بر گستره‌ای که نیازمند آن است.

خبرنگار فردی است در میان مردم، با آنها به دنبال اتوبوس و مترو می‌دود، در چاله می‌افتد، بیمار می‌شود، در صفهای طویل اداره و بانک و مغازه می‌ایستد و بداخلاقی ها و خوش‌اخلاقی‌ها، مصائب و راحتی‌ها و فاصله‌ها را از نزدیک نظاره می‌کند و گر چه آرمانخواه و نیک خواه جامعه خویش است اما واقعیت نگر و واقعیت نویس است و البته محدودیتهای قانونی،عرفی و حرفه‌ای را به نیکی می‌داند و رعایت می‌کند.

خبرنگار در کوران رقابتی تنگاتنگ است که به خصوص در زمانه انفجار اطلاعات و داده‌هایی که به سرعت با صفر و یک منتقل می‌شوند، مجال ایستادن ندارد، که رقیبش خبر را گرفته و منتشر کرده و او مانده است «بی‌خبر» و همین یک نکته ساده کوهی از استرس و اضطراب را هر لحظه و هر ثانیه به او تحمیل می‌کند.

خبرنگار وقتی کاستی‌ها، بی‌تدبیرها و بی مسئولیتی برخی مسئولان را می‌بیند، آگاهانه و ناآگانه رنج می‌کشد و به حکم وجدان و رسالت حرفه‌ای خود آن را در چارچوبهای قانونی منتقل می‌کند و همین جاست که تلفنها به صدا در می‌‌آیند و تهدید و تحقیرها آغاز می‌شود، خبرنگار را از ورود به حوزه خبری منع می‌کنند و هزار جور ممنوعیت و محدودیت برایش می‌تراشند که دیگر هوای انتقاد کردن به سرش نزند.

معاون محترم مطبوعاتی حتماً با این مسائل به خوبی آشناست، حتماً از نوازشهای مسئولان برخی دستگاههای اجرایی و اطرافیان آنها برای خبرنگاران اطلاع دارد، حتماً باید فشارها و استرس های همیشگی شغل خبرنگاری را بداند و اگر نمی‌داند به اشتباه بر روی این صندلی رنگین نشسته است.

استرس همیشه هست، استرس دیر شدن خبر، استرس از دست دادن خبر، استرس در دسترس نبودن مسئول، پاسخگو نبودن مسئول، استرس خوردن خبر، تکذیب خبر. خبر؛ خبرهایی که همیشه خوش نیستند، حالا مسئولی که باید نوشداروی دل دردمند خبرنگار باشد، خنجری برداشته و بی پروا می‌زند.

معاون محترم مطبوعاتی قاعدتاً باید بداند که خبرنگاران با چه مشقتی «خبر» می گیرند و چه فشارهای روانی و گاه جسمی را متحمل می‌شوند و اگر نمی‌داند بهتر است گاهی از روی صندلی اتاق خویش خارج شود و همراه خبرنگاران بیاید تا از نزدیک ببینند که خبرنگاران چه‌ها می کشند و یکبار هم که شده این سوی میز بیایند و ببینند که چند درصد آن سوی میزیها تاب انتقاد را دارند.

اگر می گویید خبرنگاران امنیت شغلی ندارند، اگر می‌گویید یک نظام صنفی تعریف شده برای این حرفه در کشور نیست، اگر هنوز حقوق شغل سخت و زیان آور خبرنگاران که قانون کشور است، عملی نشده است، اگر خبرنگاران برای گرفتن یک هدیه 300 هزار تومانی باید 7ماه انتظار بکشند آن وقت درست در آخرین ساعات سال یکباره اعلام کنند که بیایید صف بگیرید،‌تحقیر شوید تا هدیه تان را بدهیم، چه کسی مسئول است؟

اگر هنوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت «محترم» مطبوعاتی آن، خبرنگاران این مرز و بوم را نمی‌شناسد و آمار و اطلاعات آنان را ندارد، چه کسی مسئول است؟

اگر خبرنگاران با انواع و اقسام مشکلات معیشتی، بیماری، انواع بیماریهای جسمی و روانی و آسیبهای اجتماعی مواجه هستند، حاصل همین بی تدبیریها و بی‌برنامگی‌هاست؟

چه مشکلاتی که خبرنگاران به دلیل شغل خود در زندگی خانوادگی با آن درگیر هستند و چه زندگی هایی که به دلیل وظیفه شناسی در امر خطیر اطلاع رسانی در حال پاچیدگی و گسست است. 

اگر به قول خودتان هنوز تعریف درستی از خبرنگار در کشور نداریم و هر کس می‌تواند بدون صلاحیت و دانش لازم وارد این حرفه شود، حاصل کم کاری های کدام مسئول است؟

جناب آقای محمد زاده، معاون مطبوعاتی، حالا که بر صندلی ریاست و معاونت تکیه زده‌اید و خبرنگاران و جامعه رسانه ای کشور شما را مسئول حل مشکلات و رفع این همه بی‌سامانی‌ها می‌داند، شایسته نیست که نعل وارونه بزنید و به جای اینکه نوشدارویی برای دل ریش و مرهمی برای زخمهای جامعه به قول شما کوچک خبرنگاران کشورمان باشید، نمک بردارید و بر دل ریشمان بپاشید.


 

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


مردم در روز قيامت چند دسته ‏اند؟

 دسته بندى اول: پس از اينكه همه بندگان در صحنه قيامت حاضر مى‏شوند، در آن صحنه مردم به دو گروه مشخص تقسيم مى‏شوند: 

(وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ)؛قيامة (75)، آيات 22 - 26. «صورت‏هايى شاداب و مسرور است و به پروردگارش مى‏نگرد و صورتهايى عبوس و در هم كشيده است زيرا مى‏داند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى‏شكند».

دسته بندى دوم: در كنار اين تقسيم ‏بندى كلى، مردم در قيامت به دسته‏ هاى جزى‏ترى تقسيم مى‏شوند و آن تقسيم مردم به اصحاب شمال و اصحاب يمين و سابقون است:

(وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ)؛واقعة (56)، آيات 7 - 13. «و شما سه گروه خواهيد بود [نخست‏] سعادتمنداان و خجسته گانند، چه سعادتمندان و خجسته گانى و گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند. چه شقاوتمندانى و شومانى! و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند آنها مقربانند».

در اين نگاه «مخلَصين» همان «سابقون» هستند و اصحاب شمال همان گروهى‏اند كه با گناهان خود، خود را از محضر حق دور كرده‏اند. اما اصحاب يمين، مؤمنان اهل نجات‏اند. 

دسته بندى سوم: 1. بهشتيان، 2. جهنميان، 3. مخلَّطون، 4. مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّه، 5. مستضعفان فكرى و 6. اصحاب اعراف.

امام صادق(ع) با استناد به آيات قرآن، اين شش گروه را چنين معرفى مى‏فرمايند:

«النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ. 

قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِى أَنْ أَكْتُبَهَا؟ قَالَ نَعَمْ. 

قُلْتُ مَا أَكْتُبُ؟ قَالَ اكْتُبْ أَهْلَ الْوَعِيدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ. 

وَ اكْتُبْ (وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً)؛اشاره به توبه (9)، آيه 102. قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِيٌّ مِنْهُمْ. 

قَالَ وَ اكْتُبْ (وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ)؛اشاره به توبه (9)، آيه 106. .

قَالَ وَ اكْتُبْ (إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً)؛اشاره به نساء (4)، آيه 98.

لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى الْكُفْرِ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً إِلَى الْإِيمَانِ (فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ)؛اشاره به نساء (4)، آيه 99.. 

قَالَ وَ اكْتُبْ أَصْحَابَ الْأَعْرَافِ‏اشاره به اعراف (7)، آيه 48.. قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ؟ قَالَ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُمْ وَ سَيِّئَاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النَّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ»؛كافى، ج 2، ص 381.

«مردم به شش گروه‏اند؛ راوى مى‏گويد: عرض كردم: اجازه مى‏فرماييد تا آن را يادداشت كنم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟

فرمود: بنويس، [دو گروه‏] اهل نويدند: از اهل بهشت و اهل آتش. 

بنويس. «گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كرده‏اند و كار خوب و بد را با هم آميخته‏اند. عرض كردم: آنها چه كسانى‏اند؟ فرمود: وحشى‏غلام حبشى كه با دستور هند همسر ابوسفيان، حضرت حمزه را به شهادت رساند و سينه‏اش را شكافت و جگر حمزه را تحويل هند داد. اما بعدها توبه كرد و به اسلام گرويد. از اين گروه است. 

فرمود: بنويس. گروهى ديگر به فرمان خداوند واگذار شده‏اند [و كارشان با خدا است‏] يا آنان را مجازات مى‏كند يا توبه آنان را مى‏پذيرد. 

فرمود: بنويس. گروه ديگر مستضعفان فكرى‏اند كه قرآن بدان‏ها اشاره دارد؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى مستضعف باشند و نه چاره‏اى دارند و نه راهى مى‏يابند (يعنى، نه چاره‏اى به كفر دارند و نه راهى به ايمان دارند)؛ ممكن است خداوند آنها را عفو فرمايد.

فرمود: بنويس. گروه ديگر، اصحاب اعراف‏اند. عرض كردم: اصحاب اعراف به چه معنا است؟ فرمودند: گروهى كه خوبى‏ها و بدى‏هاى‏شان يكسان است؛ اگر آنها را به آتش وارد كند، به دليل گناهانشان است و اگر به بهشت ببرد، به دليل رحمت [بى پايانش ]است». 

با توجه به اين دسته بندى‏ها - به ويژه دسته بندى سوم - به نظر مى‏رسد كه مواقف ميزان و حساب براى «متوسطين» مردم است؛ زيرا بجز مؤمنان متوسط - كه پس از سير خود در نهايت به بهشت مى‏روند - مؤمنان اديان ديگر - كه حق به آنها نرسيده و در دين خود پابرجا بوده‏اند - يا اهل كتاب و كافران و مشركان كه روحيه استكبار نداشتند و جز سران كفر و نفاق نبوده‏اند و در جهنم - به فضل الهى - تا ابد نيستند؛ بايد اين مواقف را طى كنند تا در نهايت به جايگاه اصلى خود - بهشت يا جهنم - برسند. بهشتيان در بهشت جاودان مى‏مانند؛ اما جهنميان به دو گروه تقسيم مى‏شوند: برخى تا ابد در جهنم مى‏مانند و آنها سران كفر و شرك و نفاق و داراى روحيه استكبارى‏اند كه هيچ اميد اصلاحى بر آنان نمى‏رود. اما ديگران، پس از طى مراحل اصلاح و پيدا كردن لياقت حضور در محضر الهى، به بهشت جاودان وارد مى‏شوند.

آرى روايات اهل بيت عصمت و طهارت را بايد با خود روايات سنجيد و تفسير كرد و ظاهراً تفسير روايت امام سجاد(ع) به اين است كه سران شرك و مشركان مستكبر، مستقيماً و بدون طى كردن مواقف حشر در آتش دوزخ گرفتار مى‏شوند.




 

نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


تصاوير منتشر نشده از ننه علي/ چهل روز گذشت


 

نوشته شده توسط مرصاد در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت