بهشت خوبان
بسم رب شهر رمضان
ای دریای مهر ، ای مهربان ، تو از دلم باخبری اگر گناه کردم ، اگر سر به نافرمانی نهادم ، اگر درونم را به زشتی آلودم و برون را آراسته گردانیدم ، اما همیشه و هماره چراغ مهرت در دلم روشن بوده و هست ، همیشه عشقت در دلم موج افکنده و به ساحل نشسته و اگر بر خلاف میلت رفتار کردم از غفلت و نادانی ام بوده . دستم را بگیر می دانی که تو را میخواهم می دانی که پناهگاهم تویی ، اگر گناهم را برایت می شمارم نه برای دانستن توست که از سر خشوع و کوچکی ، از سر پشیمانی و ندامت ، معاصیم را که خود به آنها آگاهتری شماره میکنم . ای بخشنده به آنچه کردم داناتری پس آنچه را از من به خطا سرزده بر من ببخش و بیامرز، از کرده ام در گذر به دست امیدی نگر که به سویت دراز کردم و به نگاه منتظری که به سویت دوخته ام مرا به ماه رحمت و رستگاری ، ماه استغفار و تضرع به درگاهت راه بده مرا ببخش و مهرت را بر من ببار که تو هرگز امید امیدواران را نا امید نمیسازی.

نمیدانم چگونه باید تو را سپاس بگویم ، کدام کلام می تواند شکر تو را ادا کند چه جمله ای می تواند حد قدر شناسی مرا به تو بنمایاند هیچ گاه نخواهم توانست شکرت را به جا آورم و سپاست گویم . بر این که مرا در دامن اسلام و مرکز تشیع به این جهان آوردی چشم به دنیا گشودم در حالی که ذکر تو بسیار شنیده می شد و مرا به دیدن و شنیدن نام تو عادت می داد. هر قصۀ مادر با نام تو آغاز می شد و هرغذا با نام تو مهیا می گردید . صبح به نام تو آغاز می شد و شب به یاد تو روز را خاتمه می داد . انگار که مرا برای پرستش خود خواسته بودی تا به راه تو بیایم انگار که بد بختی و تیره روزی را برایم نپسندیده بودی که اگر می پسندیدی چنین هدایتم نمی کردی مهربانا اگر عقابت را برایم می خواستی این گونه نامت را بر زبانم نمی نهادی اگر دوری از رحمتت را برایم اراده کرده بودی این چنین مِهرت را دردلم نمی فشاندی تو مرا به سوی خود خواندی در وادی مهر و رحمتت راهم دادی در سایه ابر لطفت باران عطوفت بر سرم باریدی . تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت میکنی و به گمراهی آلوده نمیشود و آنکه را تو خوار کنی هیچ کس گرامی نخواهد داشت .
فرا رسیدن ماه رحمت ، رمضان المبارک بر تمامی مسلمانان مبارک باد
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
« زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا فضیلتش کمتر شهادت نیست »
این خبری رو که می خوام به عرضتون برسونم ، حقیقتاً جزو بهترین خبرهایی که تا به حال تهیه کردم .
بعد از ظهر روز یکشنبه حدود ساعت ۱:۳۰ باخبر شدم مراسم ازدواج دختر سردار شهید تقی (عین الله) ورکش بر سر مزار این پدر شهید برگزار شد . ساعت ۵ بعد ازظهر دوربین فیلم برداری و عکاسی رو برداشتم و در محل حضور پیدا کردم .

اغلب همکاران و دوستان این شهید بزرگوار و خانواده دو طرف حضور داشتند . جمعی از کارکنان نیروی انتظامی نیز آمده بودند . بعد از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط یک قاری نوجوان ، مراسم با صحبتهای گرم برادر سرهنگ محسنی آغاز شد . در همین حال که برادر محسنی در حال سخنرانی برای حضار بودند ، عاقد هم تشریف آوردند و عروس و داماد هم در جایگاه ، کنار مزار پدرعروس خانم نشستند. سفرۀ عقد بسیار ساده ای ، سرشار از عشق به اهل بیت (ع) وشهدا پهن بود .حقیقتاً میشد حضور شهدا را در این مراسم حس کرد .

خلاصه مراسم عقد آغاز و عاقد شروع به گرفتن امضاها از خانواده طرفین و عروس و داماد کرد. برایم خیلی جالب بود ، پارچه ای که برای سابیدن کله قند بالای سرعروس و داماد گرفته بودند همان چفیه ای سفیدی بود که تا دیروز در جبهه ها به جای سفرۀ غذا ، زخم بند بچه ها و سجاده نماز ازش استفاده می کردند امروز بالای سر فرزندان شهدا جای دارد. در کنار مزار شهید ورکش سجاده ای سپید به وسعت آسمان رحمت الهی پهن بود و در کنار سجاده ، رحل قرآن کریم روبروی یک جام آینه و شمعدان ، بیشتربه معنویت این سفره عقد می افزود.


راستش را بخواهید این مجلس آنقدر با معنویت و خلوص همراه بود که نوشتن آنچه دیده ام برایم بسیار دشوار است . عاقد شروع به خواندن عقد کرد ، یک جلد کلام الله مجید به انضمام یک جام آینه و شمعدان و یازده عدد سکه تمام بهارآزادی مهریۀ عروس خانم تعیین شد و بنا به سنت ، عروس خانم تا سه بار از دادن بله خودداری نمود و مادر عروس در جواب عاقد میگفت : عروس خانم خدمت امام زمان (عج) برای کسب اجازه رفته اند ، با گفتن این جمله صدای گریه آرامی بین جمع شنیده شد. برای بار دوم مادر عروس در جواب عاقد گفت : عروس خدمت بی بی دو عالم حضرت فاطمه الزهرا (س) رفته اند و برای بار سوم عروس خانم بالعکس بعضی از عروسها که اول از فک و فامیل اجازه می گیرند ، گفت : با اجازه از محضر مبارک حضرت صاحب الزمان بقیة الله الاعظم و حضرت فاطمة الزهرا(س) و ائمه اطهار و با اجازه از محضر پدر شهیدم و شهدا و مادر و برادر هایم و دیگر بزرگوران بله. تمام جمع حاضر با ذکر صلوات این وصلت را گل باران کردند. از آقای داماد هم سوال شد که با کسب اجازه از محضر حضرت صاحب الزمان (عج) و اجازه ازائمه اطهار و امام راحل (ره) و شهدا با این ازدواج موافقت خود را اعلام نمود .

منظورم از بیان جزئیات این مراسم چیزی نیست جز بردن شما در آن حال و هوا و آشنا نمودن نسل جوان با فرهنگ دینی و اسلامی . فکر میکنید چرا این زوج ، گلزار شهدا را محل پیوند و سر آغاز زندگی انتخاب کردند . در مرتبه نخست باید بگویم با این حرکت مسئولینی که برای آقازاده های خود جشنهای آنچنانی میگیرند در خیلی از موارد با پولهای بیت المال و صرف هزینه هایی که با پول آن میشود برای ۵۰ زوج جوان و بیشتر زندگی فراهم کرد ، ببینند که فرزندان شهدا چگونه و با چه اشتیاقی در کنار مزار شهدای خود که الحق به فرموده خداوند متعال : شهیدان و مومنین زنده هستند مراسمی ساده و به دور از هر گونه خود نمایی وبی بند وباری ، جشن ازدواج خود را برگزاروشادی خود را با شهدا تقسیم میکنند .
و در آخر به دنیا نشان دهند که نسل بر جای مانده از این شهیدان ، ادامه دهندۀ راه و طریقت آن بزرگورانند و بدانند فرزندان ایران اسلامی برای زنده نگه داشتن فرهنگ شهید و شهادت در همه جا حتی درجشن ازدواج خود ضمن تجدید بیعت با شهدا آمادۀ پاسداری از ارزشهای انقلاب اسلامی هستند.
و پیامی برای بعضی خانواده ها و جوانان که با تعیین مهریه های بالا و هزینه های سنگین باعث جلوگیری از ازدواج ساده و این سنت الهی و پسندیده می شوند و با جشنهایی که اغلب با لهو لعب همراه میباشد حتی در بین بعضی خانواده های مذهبی اگر هم زوج جوان بخواهند طبق عقائد دینی خود عمل نمایند با مخالفت خانواده ها مواجه میشوند. وآیا کسانی که زندگی تازه خود را اینگونه با گناه و معصیت آغاز میکنند تحت توجه خداوند ودعای ائمه اطهار و حضرت صاحب (عج) قرار میگیرند ؟


خوشا به حال این زوج عاشق که محل پیوندشان با حضور شهدا رونقی صد چندان گرفت و لااقل مهمان های این جشن جزو پاکترین و با اخلاص ترین مهمانهای مراسمشان بودند.
برای بهتر دیدن تصاویر آنها را سیو نمایید
« بنام خدا »
همۀ شما حتماً در ایام شعبانیه به چراغانی و آزین بندی و پخش شربت و شیرینی در کوچه و خیابان توجه کرده اید . اما حقیقتش را بخواهید چند سالی هست که این سوال برایم پیش آمده چرا بعضی از ما ایرانیان از این ایام مخصوصا نیمۀ شعبان فقط و فقط چراغانی و پخش شربت و شیرینی را یاد گرفته ایم ؟ آیا فرهنگ مهدویت و انتظار در همین کارها خلاصه می شود ؟ آیا با این کارها ما منتظر واقعی حضرت صاحب (عج) محسوب میشویم؟ آیا با چراغانی های تجملاتی که الحمدالله در بین ما بسیار یافت میشود آن هم استفاده از برقی که نه مجوز شرعی دارد نه قانونی ، دل امام زمان (عج) شاد میشود.
با یکی از دوستانم که در حال چراغانی محلۀ خود بود صحبت میکردم و علت چراغانی بیش از اندازه را جویا میشدم . میگفت : برای امام زمان (عج) این کار را میکنم .گفتم برای امام زمان (عج) یا برای دل خودتان ؟! آیا استفاده غیر مجاز از برق شهر آن هم در حالی که مردم جنوب کشور برای روشن کردن یک پنکه در تابستان آن هم در دمای بالای چهل درجه با مشکل رو برو هستند ، کار درستی می باشد ؟ آیا امام زمان راضی به این حق الناس می باشد . پخش شربت در سر چهار راه ها و خیابان ها که باعث اتلاف وقت خلق الله در ترافیکهای چند ساعته می شود و سوختن بنزین ، آن هم در شرایط سهمیه بندی بنزین کار درستی است ؟ ماندن آمبولانس ها و خودروهای امدادی اعم از آتش نشانی در ترافیکهای بوجود آمده و از بین رفتن زندگی یک خانواده چه توجیح شرعی دارد. ریختن ظروف یک بار مصرف در محیط شهر و کار شبانه روزی برای تمیز کردن این زباله ها توسط مامورین زحمتکش شهرداری آیا دور از انصاف نیست ؟ در حالی که در این ایام همه دوست دارن در کنار خانواده های خود باشند این درست است به خاطر درک نا صحیح ما رفتگران شهرداری دور از خانواده های خود تا صبح مشغول جمع آوری زباله باشند؟ متاسفانه در بعضی مناطق تهران مردم پا را فراتر گذاشته و به نام امام زمان (عج) گرد هم جمع شده و به صورت مختلط (دختر و پسر) آن هم به صورت آشکارا در خیابان به رقص و پایکوبی مشغول میشوند. هزینه کردن پول بیت المال برای جشن های نیمۀ شعبان توسط بعضی ارگانهای دولتی که متاسفانه حتی یک حدیث و روایت و یا یک سخنرانی ۵ دقیقه ای راجع به حضرت حجت و مسئله انتظار در آن دیده نمی شود ، و نمونۀ آن را در رسانۀ ملی به وضوح می توان یافت ، چه توجیح قانونی و شرعی دارد؟
جالب است بدانید بنده با بعضی از مسئولین مربوطه مصاحبه کرده ام و در جواب این سوال که با بودجۀ اختصاص داده شده برای فرهنگ مهدویت چه کارهای انجام داده اید؟ در جواب کلی گفتند : ما به خواستۀ مردم عمل میکنیم چون وظیفة ما جلب رضایت مردم می باشد . با شنیدن این جملات آهی از دل بیرون میکشم که در یک مملکت به ظاهر اسلامی و دینی رضایت مردم از رضایت امام زمان (عج) واجب تر و مقدم تر است؟ ای کاش روزی فرا رسد که دغدغۀ اصلی زندگی ما به حقیقت نبود آقا و مولایمان باشد و به راستی من و شما چقدر به خواسته های حضرت جامۀ عمل می پوشانیم ؟ و این را باید قبول کرد تا ما عاشق و منتظر واقعی حضرت صاحب نباشیم و زمینه ساز برای ظهور ایشان او نخواهد آمد...!
ولادت ذخیره عالم خلقت سلالۀ آل محمد حضرت
بقیة الله الاعظم مهدی صاحب الزمان (عج)
برهمۀ منتظران وعاشقان مبارک باد
بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت سالگرد شهادت حاج شیخ احمد کافی (ره) مصادف با نیمه شعبان
ولادت حضرت صاحب الزمان (عج)
سالها از درگذشت واعظ شهیر و خدمتگزار با اخلاص امام زمان (عج) مرحوم شیخ احمد کافی میگذرد اما مردم حقشناس و وفادار به اسلام، خاطرههای شیرین و به یادماندنی او را در ذهن به یادگار دارند.مجاهد نستوه، خطیبتوانا، مبلغ شهیر، واعظ شیرین سخن، حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد کافی، مؤسس و بنیانگذار مهدیه تهران، یکی از پرفروغترین چهرههای وعظ و خطابه و از نادرترین ستارگان درخشان آسمان ارشاد و تبلیغ و در زمره زبدهترین و برجستهترین مروجین مکتب قرآنی و از جمله مبلغین و گویندگان مذهبی چیره دست و نامی این شریعت پاک سرمدی و این آئین جاوید محمدی بود.
او که از ارادتمندان با اخلاص خاندان عصمت و طهارت و از پاسداران حق و حقیقت و از رادمردان شجاع معاصر بود، در سنگر روحانیت، در ترویج دین و دیانت و ارشاد و هدایت مردم و امت مسلمان این مرز و بوم، نقشآفرینی کرد. کافی با نفوذ کلام و بیان شیرین و سخنان گیرا و پرجاذبهی خویش، به روشن گری و بیداری مردم میپرداخت و با رژیم جبار و ستمگر پهلوی همیشه در جنگ و ستیز بود. وی از مبارزه با دستگاه ظلم و جور و رژیم فاسد شاه دست نکشید و در این راه، شکنجه و زندان و تبعید را تحمل نمود تا این که حتی جان عزیز و شیرین خود را در این جهاد مقدس تقدیم نمود و در راه خدا و به دست ساواک به فیض عظیم شهادت نایل گشت و روح تابناکش به افلاک پر کشید و به لقاءالله پیوست

سخنرانیهای سازنده و خطابههای کوبنده و فریادها و نالههای پرسوزو گداز خالصانهی او، که با بیانی گرم و شیرین و دلنشین همراه بود، از دلی پرشور و لبریز از عشق و محبت به خاندان ولایت و امامت و ائمهی معصومین، علیهم السلام، حکایت داشت که اثری عمیق و سحرانگیز در دلها و شور و انقلابی عجیب در قلبها و تحولی ژرف در جانها پدید میآورد.
مرگ نابههنگام این عاشق واقعی امام زمان (عج)، این سرباز رشید اسلام و این مدافع نستوه و یار دیرین باوفای مکتب قرآن و اسلام و فقدان این چهرهی درخشان تبلیغ و مبلغ روشن ضمیر دلسوخته و دلباختهی خاندان رسالت و اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، قاطبهی ملت مسلمان و همهی مردم کوچه و بازار و تمامی عاشقان امام زمان (عج) را در غم و اندوهی عمیق و ژرف و در مصیبتی جان سوز فرو برد و همگی را به سوگ و عزای این مبلغ پاک سرشت و این رادمرد شجاع شیرین سخن و این بلبل نغمهسرای گلستان محمدی نشاند
مزار شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) دروسط تصویر ــ مزار پدر مرحوم کافی سمت راست
مزار برادر مرحوم کافی در سمت چپ تصویر دیده میشود
اکنون که سالها از درگذشت این واعظ شهیر و این خدمتگزار با اخلاص امام زمان (عج) میگذرد، مردم حقشناس و وفادار به اسلام و انقلاب خاطرههای شیرین و به یادماندنی از او در ذهن دارند و بازگو میکنند و دعای خیر و رحمت حق به روح پاک و روان پرفتوحش نثار مینمایند و دوستان و علاقهمندان او همیشه مشتاقانه به زیارت مزار و قبر منورش در خواجه ربیع در شهر مقدس مشهد میشتابند.
تولد شیخ احمد کافی (ره)
حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد کافی، در اول خرداد سال ۱۳۱۵ هـ .ش جمعه، اول ربیعالاول سال ۱۳۵۰ هـ .ق در مشهد مقدس، در جوار حرم هشتمین اختر فروزان امامت و ولایت، حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع)، در خانوادهی اصیل و روحانی دیده به جهان گشود. ایشان در مهد دین و دیانت و در کانون علم و ادب و اخلاق، تربیت یافت و در آن خانوادهی باتقوا و فضیلت، نشوونما نمود.
پدر گرامی وی، حاج میرزا محمد کافی، از جمله تربیت یافتگان و شیفتگان مکتب حسینی و از خادمین با اخلاص شریعت احمدی و از مربیان بنام امور تربیتی دوران خود بود که به امرتعلیم و تربیت و پرورش فرزانگانی همانند فرزندش کافی اشتغال داشت.
جد بزرگوارش، حضرت آیت الله حاج میرزا احمد کافی، از علمای طراز اول مشهد و از زمرهی بزرگان و فضلای مشهور استان یزد و خراسان بهشمارمیرفت که در حوزهی علمیهی یزد و مشهد به تدریس و تعلیم و تعلم و تربیت اشتغال داشت و بزرگانی همچون آیت الله صدوقی یزدی، آیتالله حاج میرزا جواد آقای تهرانی و آیت الله حاج شیخ حسینعلی مروارید، در مقطعی از جملهی شاگردان آن مرحوم بوده، افتخار شاگردی او را داشتند.
او درتعلیم و تربیت فرزندزادهاش کافی، توجهی خاص و عنایتی ویژه داشت و همواره از اوان کودکی و خردسالی، در آشنایی با خاندان نبوت و ولایت و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) برای وی، راهنمایی بیمانند بود. همچنین، در کسب فیض و بهرهگیری از دریای بیکران معارف اسلامی و فراگیری علوم قرآنی، برای نوهی خود، مشوقی بینظیر و دلسوز بود. این توجه خاص و این انتخاب دقیق روش و روند تربیت اصیل و صحیح اسلامی و نظارت مستمر، همراه با استعداد ذاتی و توفیق خدادادی او بود که کافی را فردی شایسته و با اخلاص و علاقهمند و شیفتهی خاندان نبوت ولایت (ع) نمود
موضوع:حاج شیخ احمد کافی ، رهرو راستین امام زمان (عج)| لينک ثابت
