تبليغاتX
بهشت خوبان

 

 

بهشت خوبان

اینجا دیار عشق است ...

اگر بخواهيم از پر رفت و آمد ترين مكان ، در پايان سال جايي را نام ببريم بدون شك مزاراموات و خصوصا مزار شهدا ، گوي سبقت را از ديگر نقاط ربوده اند . پنجشنبه پايان سال يكي از روزهايي است كه بازماندگان اموات به زيارت آنها مي روند . در اين ميان حتي افرادي كه در طول سال سري به قبرستان نمي زنند ، در اين روز بالاخره گذرشان به اين ديار مي افتد . البته اگر دنيا لحظه اي اجازه به خود آمدن به آنها داده باشد .

پنجشنبه 29/12/87بهشت زهرا (س)  

از امواتي كه در زمان حيات هم در ميان زندگان مرده بودند بگذريم ، به اشخاصي خواهيد رسيد كه چه دردوران حيات و چه ممات جزو صاحب نفساني بودند كه تا قيام قيامت هر چه داريم از وجود آنهاست .

وقتي از ميان خانه ابدي آنها مي گذري في الواقع اصلا در اين دنيا نيستي و به حق بايد گفت گلزار شهيدان بهشت حضرت فاطمه الزهرا(س) است و بدون ترديد جاي جاي اين گلزار آسماني زيارتگاه انبياء و اولياء است .

به وفور خانواده هايي يافت مي كني كه حتي شهيدي در گلزار ندارند ، اما براي رسيدن به قرب الهي و شروع سالي پر نعمت و بركت دست به دامان شهدا شده اند . در اثناء گذر از اين گلزار آسماني مادران شهيدي را مي بيني كه بعد از يك ماه خانه تكاني عيد ، حال سري به خانه فرزند يا فرزندان شهيدشان ميزنند تا غبار از چهره حجله هاي بالاي سر آنها بزدايند كه البته با اين كار غبار غم از قلب صبور مادرانه مي زدايند ، غمي كه با فراق فرزندان برچهره وجود آنها پديدار گشته ، اما وقتي پاي دردو دل آنها مي نشيني به تو مي گويند : اين درد براي اسلام است پس ديدن اين داغ براي ما غمي نيست ، فرزندان ما رفتند تا اسلام باقي بماند . و بعد از شنيدن اين جملات بخود مي لرزي كه فردا چگونه جوابگوي خون شهيدان و اين مادران زينب مسلك خواهيم بود .

                    

وقتي از ميان قطعه ۴۰ و ۴۴ عبور ميكني ، چشمانت به ميداني مي افتد كه روزي آب نماي زيبايش حال و هواي خاص به آنجا داده بود ، اما بعد از مخالفت خانواده شهدا با طرح بازسازي اين قطعه از بهشت به حال خود رها شد و حال اينجا در نگاه اول تو را به ياد زمين شلمچه و طلائيه مي اندازد بگذريم اين داستان بازسازي جز درد چيزي ندارد .

                

وارد قطعه ۲۸ مي شوم تا سوژه اي براي عكاسي بيابم نا خود آگاه به ياد شهيد مجيد خدمت مي افتم ، مجيدي كه دو سال پيش با او آشنا شدم ، مجيدي كه چشم هاي خواهرش هنوز در مقابل ديدگانم اشك ريزان است ، مجيدي كه زندان نرفته به زندان  حرفها و تهمت ها گرفتارش كردند ، مجيدي كه به فاصله۳ مزار با برادرش اميرحسين همسايه است ، اميرحسيني كه ۷ سال پيش تر از مجيد در منطقه عملياتي غرب ( بازي دراز ) به شهادت رسيد ، مجيدي كه به قول برادر دهنمكي فيلم مستند اخراجي ها شرح زندگينامه اوست . از مزار او و برادرش عكسي به يادگار ميگيرم .

       

                                    

 كمي جلوتر از مزار مجيد خدمت ، شهداي گمنام  صدايت مي كنند بالاي تربت يكي از آنها مي ايستم ، سبزه اي كه رومان قرمز به دور آن پيچيده شده بر روي آن خودنمايي مي كند ، نمي دانم چرا وقتي حرف از شهداي گمنام به ميان مي آيد زبانم لال مي شود ، اصلا نمي توان حرفي زد شايد به اين دليل است كه حق آنها را كسي نمي تواند ادا كند . فقط همين را مي توان گفت كه آنها به مادر سادات حضرت فاطمه الزهرا (س) اقتدا كرده و فقط مادر مي تواند حق مردانگي آنها را ادا كند ، در حين نوشتن اين جملات آخردر اين فكر افتادم كه حق مادر را چه كسي مي تواند ادا كند . اين چشمه ساري است كه شهدا بدان پيوند خورده اند و تا ابد اين جويبار جاري و خروشان است .