مثل هر سال برای خواندن دعای عرفۀ امام حسین (ع) به خیابان سعدی(صنف لباسفروشان ) رفتم . الحمد الله به کوری دشمنان و حسودان ، استاد عزیزمان حاج منصور ارضی در صحت و سلامت کامل مجلس را با همان صدای عرفانی و ملکوتی شروع کرد و مثل همیشه که انتظارش را داشتم در ادامه مجلس برای هوشیاری سینه زن امام حسین (ع) درس دشمن شناسی و امام شناسی را آغاز نمود . که در واقع اگر مجلس ابا عبدالله (ع) از امر به معروف و نهی از منکر تهی باشد ذره ای ارزش ندارد و این یکی از خصوصیات و محسنات مجلسهای این مداح اهل بیت میباشد .
و صد البته که صحبت های حاجی مشتری های مخصوص به خود را دارد و اینکه بعضی میگویند وقتی حاج منصور در میان روضه یا دعا و مناجات حرفهای سیاسی میزند و مستمعین از این کار شاکی میشوند کاملا دروغ است .
مراسم دعا شروع و بعد از سینه زنی در بین دعا حاجی برای مستمعین دقایقی در رابطه با وضعیت داخلی مملکت و هوشیاری مومنین در این رابطه سخنرانی کرد. از آنجایی که بعضی سایتها و افراد صحبتهای ایشان را تحریف کرده و به هر نحوی منافقانه برخورد نمودند بجا دانستم متن کامل سخنان ایشان را که ظبط شده برایتان شرح دهم تا خود قضاوت نمایید که آیا حاجی افراد را به عمر سعد و غیره تشبیه کرده و آیا این صحبتها غیر از حقیقت است ؟؟؟
متن صحبتها :
سینه زن امام حسین باید در اوج روضه و مناجات و بندگی و اطاعت باید برائتش از دشمنان معلوم باشه . حتی اگر مکه میری شده با اشاره عداوتت رو نسبت به دشمنان خدا (عدوالله ) نشان بده که اولین حرکت برای برائت از دشمن همان سنگ زدن به اول دشمن خداست .
ایشان در ادامه فرمودند : الان که ۲۸ ساله از انقلاب گذشته دشمن داره کار میکنه . اونهایی که برای این انقلاب کیسه ها دوختند ، بعضی هاشون کیسه هاشون پر شد ، رفتند ، باز طمع کردند و اومدند . لذا باید سینه زن و خوننده حواسش باشه . مخصوصا توی محرم ، و به مسمعینش برسونه که اینها دنبال اینند .یه کاری کنند این مستمعین حسین رو روشن کنند . حرف براینه که نمیخواهیم بفهمیم که سینه زن رو هم گول می زنن .دوباره جمع شدن دور هم (قبائل مختلف ) که ضربه هاشون رو زدند . پول ها رو میلیارد میلیارد خوردن . آقای احمدی نژاد لیستی تهیه کرده برای قوه قضائیه به خود آقا( مقام معظم رهبری) گفته اینها اینا رو بردن و خوردن . حرف براینه که با توجه به اینکه لعن میکنی اونها رو ( منظوردشمنان اهل بیت ) باید حواست باشه دو مرتبه گول نخوری الان آقا توی چند خطبه هم فرمودند : به کسی رای بدید که این دولت رو یاری کنه مقام رهبری از این دولت راضیه ، این دولت داره امام زمان (عج) رو زنده میکنه ، جاهایی میره که اصلا توی این ۲۸ سال ، انقلاب به اونجاها صادر نشده .

چرا ما داریم میگیم( نعوذ بالله) آقا ابوالفضل (ع) رو میخواستن گول بزنن ( با امان نامه ) حضرت فرمود : معاذالله « با حضرت مسلم همین کار و کردن و براش امان نامه آوردند تا امان نامه رو به دستش دادند طناب پیچش کردند و امان نامه رو پاره کردند و گفتند حالا کو سندت ؟ ما کی گفتیم امان داری ؟!!!
مثل بعضی ها که الان دارن قول میدن ( آقای احمدی نژاد) میگه ما گفتیم به نماینده های مجلس که این کار رو بکنید گفتند عیبی نداره چشم . (رفتند بر عکسش رو انجام دادن ) اینها هم که گندش و در اوردن ، دلمون به اینها خوش بود اینها هم خراب کردن .
به شهرستانها بگید ببینید کیا دین دارن تحصیلات برای خودشون ببینید دین داره یا نه ، گول میخورن یا نمیخورن .
اینی که ما روضه میخونیم بنویسید بگید - گفت به گندم ری نمیرسی گفت به جوی طویلش برسیم بسمونه ، مگه ( امام حسین ) به عمر سعد نگفت ؟ اینها شده به این مقام نرسن به شهرداری می رسن به اونجا نرسن مدیر کل فلان جا میشن ، به جایی آویزون بشن به جوءشم برسن بردن . ما نباید بزاریم .
بابا روضه می خونم من ، پس توی این روضه چی پیدا میشه ؟ همین که تو توسرو کلت بزنی ! بابا این لا مذهب ها دارن همین کارو میکنن دیگه .
الان هر جا سرو کلشون پیدا میشه . این آقا تو شهرداری ... اومده میگه هر چی پول تو شهرداری داشتیم این آقا برداشته جمع کرده فکر میکنه من نمیشناسمش ، و اهل و ایادیش . عرفه یعنی این ، حواست نباشه توی سرت میزنن .
سینه زن باید مرد باشه ، سینه زن باید غیرت داشته باشه ، سینه زن فقط باید سینه شو برای امام حسین (ع) بزنه امروز حسین رو کشتن با دزدی و کلک . خوننده هم اگر بی غیرت باشه فقط روضه شو می خونه . شاعر هم هر چی شعر می نویسه دو تا خط نمینویسه که توش مشخص بشه ظالم و مظلوم از هم سَوان یا نه . باید بفهمید ، ما که داریم دفاع از انقلاب و اهل بیت میکنیم ، دفاع از خون شهدا میکنیم.
حرف امام یادتون رفت گفت ک اگر هیچ کس نگفت شما ها بگید . امید وار شد به سینه زنها ( منظور امام خمینی ره ) بعضی هم که واقعا نمی فهمن .
خدایا ملت ما را بیدار نگه دار - خدایا هر کسی قصد خیانت و سوء استفاده از انقلاب و این زحمات شهدا و خانواده هاشون و زحمات مسئولین دلسوز ما رو داره خدایا همین الان نابودش کن . ( و صدای الهی امین جمعیت ) و ادامه دعا...
اما در اینجا روی سخنم به کسانی است که به قول بعضی حضرات ( سایت خبری عصر ایران و فردا و امثالهم که گوی نامردی و رذالت را از یکدیگر ربوده اند ) با شروع صحبتهای سیاسی و افشاگرانه حاج منصور ارضی در بین دعا و مناجات از هرچی سیاسته حالمون به هم میخوره و از اینکه در این مجلس حضور یافتیم احساس پشیمانی میکنیم ، ( و این حرف نا آگاهانه ) که در مجلس امام حسین (ع) باید فقط به روضه خوانی و بر سرو کله زدن اکتفا کرد وبس عزای امام حسین را چه به سیاست .
لذا برای هوشیاری و بیداری این افراد که تحت تبلیغات مسوم دشمن قرار گرفته اند ، توجه شما را به قسمتی از کتاب حماسه حسینی۲ تالیف شهید مرتضی مطهری (ره) جلب مینمایم که تا حدی علت صحبت های افشاگرانۀ این پیرغلام امام حسین برایتان روشن گردد.
از نظر مسلمين ارزش امر به معروف و نهی از منكر متفاوت است این مسئله را از نظر علمای اسلامی توضيح میدهم البته علمای اسلامی تحت اين عنوان يعنی ارزش امر به معروف و نهی از منكر چقدر است ، بحث نكردهاند ، ولی مسئلهای را بحث كردهاند که از آن میتوان به ارزش امر به معروف ونهی از منکر در نظر علما پی برد . اصلی در اسلام است . و حدیث نبوی است که بر طبق آن همۀ علمای اسلام نظر میدهند و آن اینکه پيغمبر اكرم فرمود : « اذا اجتمعت حرمتان تركت الصغری للكبری » . اگر دو ارزش ، دوامر محترم در اسلام با يكديگر اجتماع پيدا كنند ، يعنی تزاحم پيدا كنند ، بايد كوچكتر را رها كنيد ، بزرگتر را بگيرید.اين مطلب مثالهای خيلی واضحی دارد . مثال معروفی كه ذكر میكنند اين است : وارد زمين غصبی شدن حرام است . اگر شما ديديد در يك زمين غصبی يك انسان و حتی يك حيوان و نفس محترمی در آب افتاده و دارد غرق میشود، چه بايد بكنيد ؟ يا بايد پا روی زمين غصبی بگذاريد ( كه اين فی حد ذاته حرام است ) و برويد او را نجات بدهيد ، يا به خاطر اينكه به زمين غصبی وارد نشويد سرجايتان بايستيد تا آن نفس محترم هلاك شود . اينجا چه بايد كرد ؟ دو حرمت است : يكی حرمت مال كه قوانين مالی بايد محفوظ بماند ،احترام مال مشروع مردم باید محفوظ بماند ، بدون رضایت صاحبش نباید به آنجا وارد شد . و ديگر احترام نفس و جان . احترام مال هرگز به پای احترام جان نمیرسد . شما اگر بناست از اين دو احترام ، يكی را فدای ديگری كنيد ، بايد مال را فدای جان كنيد . و در آنوقت اگر وارد زمين غصبی شويد نه تنها گناهی مرتكب نشدهايد ، بلكه ثوابی مرتكب شدهايد ، اطاعتی كردهايد . در باب امر به معروف و نهی از منكر ،اين مسئله مطرح است كه مرز اين كار كجاست ؟ بنده و شما كه بايد امر به معروف و نهی از منكر كنيم تا كجا بايد جلو برويم ؟ يكوقت است كه امر به معروف و نهی از منكر میكنيم و هيچگونه آسيبی ، خطری متوجه ما نيست ، اگر نكنيم فقط تنبلی كردهايم . حقيقت را میگوئيم بدون اينكه اگر بگوئيم خطری متوجه ما شود . نهی از منكر میكنيم بدون اينكه خطری متوجه مال ، آبرو و جان ما شود . تا اينجا را همه قبول میكنند . اما اگر به اينجا رسيد كه اگر بنا شد من امر به معروف ونهی از منكر بكنم ، ضرری به مال من میرسد ، بكنم يا نه ؟ اگر امر به معروف و نهی از منكر كنم ضرری به حيثيت و آبروی من میرسد ، به من فحش میدهند ، مرا كتك میزنند ، آبرويم را میبرند ، به من تهمتها میزنند ، يا نه ؟ اگر امر به معروف و نهی از منكر كنم جانم در خطر قرار میگيرد ، كشته میشود ، بكنم يا نكنم ؟ اگر امر به معروف و نهی از منكر كنم علاوه بر خودم ، جان عزيزانم در خطر است ، خاندانم هم به اسارت میرود ، بكنم يا نكنم ؟ اينجا ممكن است كسی بگويد بعضی از علمای اسلام گفتهاند مرز امر به معروف و نهی از منكر آنجاست كه خطری دركار نباشد ، ضرری در كار نباشد ، به آبرو و به جانت و حتی به مالت صدمهای وارد نيايد ، به بدنت صدمهای وارد نشود . در واقع ارزش امر به معروف و نهی از منكر را پائين آوردهاند . گفتهاند امر به معروف و نهی از منكر بايد كرد اما نه تا آنجا كه آبروی تو هم در خطر باشد ، يعنی اگر پای آبرو در ميان بود و پای امر به معروف و نهی از منكر ، امر به معروف و نهی از منكر را رها كن ، به آبرويت بچسب ! البته من قبول دارم كه آبرو در اسلام محترم است . بدون شك آبرو و بدن مومن احترام دارد . شما حق نداريد بدون موجب يك زخم كوچك در بدنتان ايجاد كنيد ، حق نداريد بدون موجب به خطر بيفتد . در اينكه انسان نبايد بدون جهت جان خود را به خطر بيندازد شكی نيست . قرآن میگويد : « و لا تلقوا بايديكم الی التهلكه » . اگر بخواهيد از بالای بام خود را پايين بيندازيد ولو تحت فشار قرض قرار گرفته باشيد يا در عشقی شكست خورده باشيد ، ولو در حالی باشيد كه تمام دنيا و مافيها برای شما ارزش نداشته باشد ، زندگی تاريك باشد ، اين عمل جايز نيست . درست مثل اينست كه انسان ديگری را كشته باشيد . قرآن كريم صريحا در باب قتل عمد میگويد : « فجزاوه جهنم » كسی كه نفس محترمی را میكشد ، اعم از اينكه غير خودش يا خودش باشد ، كيفر او جهنم است . خالدا فيها برای هميشه هم در جهنم بايد باقی بماند . كسانی كه خيال میكنند اختيار جان خودشان را دارند ، اشتباه میكنند . مال انسان محترم است . چون مالی كه شما داريد تنها مال شما نيست ، در درجه اول مال اجتماع و در درجه دوم مال شماست . حق استفاده از آن را داريد ولی حق تضييع ، اسراف و تبذير آن را نداريد . اسلام چنين حقی برای شما قائل نيست . مال محترم ، بدن محترم ، جان محترم ، آبرو محترم . مگر میتوانيد در اجتماع كاری كنيد كه بی جهت آبرويتان برود ، بی جهت به شما تهمت بزنند ؟ ! « اتقوا مواضع التهم » . بحث در اين نيست ، بحث در اينست كه امر به معروف و نهی از منكر در برابر اين امور محترم چقدر نيرو دارد ؟ درجه احترام امر به معروف و نهی از منكر چقدر بالا است كه به مصداق گفته پيغمبر اكرم (ص) : « اذا اجتمعت حرمتان تركت الصغری للكبری » وقتی دو حرمت يا يكديگر تزاحم و اجتماع پيدا میكنند لزوما بايد حرمت كوچكتر را فدای حرمت بزرگتر كنيم . بعضی از علمای اسلام و خيلی متاسفم كه بايد بگويم بعضی از علمای بزرگ شيعه كه از آنها چنين انتظاری نمیرفت ، میگويند : مرز امر به معروف و نهی از منكر ، بیضرری است ، نه بیمفسدهای . ضرری به جان يا مال يا آبرويت نرسد . يعنی اگر پای ضرر به اينها در ميان بود ، امر به معروف و نهی از منكر را رها كن ! آن ، كوچكتر از اينست كه با احترام جان يا آبرو يا بدن برابری كند ! ارزش امر به معروف و نهی از منكر را پايين میآورند .ما ديگری میگويد نه ، ارزش امر به معروف و نهی از منكر بالاتر از اينهاست ، البته با توجه به موردش . ببين امر به معروف و نهی از منكر را برای چه میخواهی بكنی ؟ در چه موضوعی میخواهی امر به معروف و نهی از منكر كنی ؟ يك وقت موضوع امر به معروف و نهی از منكر موضوع كوچكی است مثلا كسی كوچه را كثيف میكند ، پوست خربزه را میاندازد در كوچه . نبايد بياندازد . شما اينجا بايد نهی از منكر كنيد ، بايد او را ارشاد و هدايت كنيد ، بايد به او بگوييد اين كار را نكن درست نيست . حالا اگر شما برای نهی از منكر كردن در چنين مسئلهای ، به خاطر پوست خربزه در كوچه انداختن ، بدانيد يك فحش ناموسی به شما میدهد ، در اين صورت اين كار آنقدر ارزش ندارد كه شما يك فحش ناموسی بشنويد . يك وقت هم هست كه موضوع امر به معروف و نهی از منكر ، موضوعی است كه اسلام برای آن اهميتی بالاتر از جان و مال و حيثيت انسان قائل است .
میبينيد قرآن به خطر افتاده است ، تمام دسيسه بازیها برای اينست كه با قرآن مبارزه شود ، وضعيت در سر حد به خطر افتادن قرآن و اصول قرآنی است ، در سر حد به خطر افتادن عدالت است كه قرآن صريح میگويد : هدف انبياء برقراری عدالت در اجتماع بشری است : « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط »( 1 ) . مسئله ظلم و عدالت ، اصل و محور زندگی بشريت است . پيغمبر اكرم فرمود : « الملك يبقی مع الكفر و لا يبقی مع الظلم » . هيچ اجتماعی نمیتواند بر شالوده ظلم و ستم باقی بماند . يا آنجا كه مسئلهای نظير وحدت اسلامی در خطر است كه اسلام در موضوع وحدت چه اندازه عنايت و حساسيت دارد و به وحدت مسلمين اهميت میدهد ! میفرمايد : « واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا » دست دشمن را میبينی ، دسيسه دشمن را میبينی كه دائما ميان مسلمين تفرقه اندازی میكند . آيا در اينجا میگويی : امر به معروف نكن ، حرف نزن ، نهی از منكر نكن ؟ ! كه اگر اين را بگويم جانم در خطر است ، آبرويم در خطر است ، اجتماع نمیپسندد ، از اين مزخرفها ؟ !
بنابراين امر به معروف و نهی از منكر در مسائل بزرگ مرز نمیشناسد . هيچ چيزی ، هيچ امر محترمی نمیتواند با امر به معروف و نهی از منكر برابری كند ، نمیتواند جلويش را بگيرد . اين اصل دائر مدار اينست كه موضوع امر به معروف و نهی از منكر چيست . اينجاست كه میبينيم حسين بن علی ارزش امر به معروف و نهی از منكر را چقدر بالا برد . همانطور كه اصل امر به معروف و نهی از منكر ، ارزش نهضت حسينی را به بيانی كه قبلا عرض كردم بالا برد ، نهضت حسينی نيز ارزش امر به معروف و نهی از منكر را بالا برد . چون حسين بن علی فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهی از منكر به جايی میرسد كه مال و آبروی خودش را بايد فدا كند ، ملامت مردم را بايد متوجه خودش كند ، همانطور كه حسين كرد . احدی نهضت حسينی را تصويب نمیكرد . البته در سطحی كه آنها فكر میكردند ، درست هم فكر میكردند ، ولی در سطحی كه حسين بن علی فكر میكرد ، ماورای حرف آنها بود آنها در اين سطح فكر میكردند كه اگر اين مسافرت برای به دست گرفتن زعامت است ، عاقبت خوشی ندارد ، و راست هم میگفتند . خود امام هم در روز عاشورا وقتی كه اوضاع و احوال را به چشم ديد ، فرمود : « لله در ابن عباس ينظر من ستر رقيق » ، مرحبا به پسر عباس كه حوادث را از پشت پرده نازك میبيند . تمام اوضاع امروز ، وضع مردم كوفه و وضع اهل بيت مرا در مدينه به من گفت . ابن عباس به امام حسين ( ع ) میگفت : تو اگر به كوفه بروی ، من يقين دارم كه مردم كوفه نقض عهد میكنند . بسياری از افراد ديگر نيز اين سخن را میگفتند . در جواب بعضی سكوت میكرد . در جواب يكی از آنها گفت «: لا يخفی علی الامر » مطلبی كه تو میگويی ، برخودم نيز پنهان نيست ، خودم هم میدانم . اباعبدالله ( ع ) در چنين جريانی ثابت كرد كه به خاطر امر به معروف و نهی از منكر ، به خاطر اين اصل اسلامی میتوان جان داد ، عزيزان داد ، مال و ثروت داد ، ملامت مردم را خريد و كشيد . چه كسی توانسته است در دنيا به اندازه حسين بن علی به اصل امر به معروف و نهی از منكر ارزش بدهد ؟ معنی نهضت حسينی اينست كه امر به معروف و نهی از منكر آنقدر بالاست كه تا اين حد در راه آن میتوان فداكاری كرد . ديگر با نهضت حسينی جايی برای اين سخن باقی نمیماند كه امر به معروف و نهی از منكر مرز میشناسد . خير ، مرز نمیشناسد . بله ، مفسده میشناسد . يعنی آنها كه میگويند امر به معروف و نهی از منكر مشروط به عدم مفسده است ، درست میگويند . اگر هم ضرر را به معنی مفسده میگيرند ، درست میگويند . بدين معنی كه ممكن است من گاهی امر به معروف و نهی از منكر بكنم ، بخواهم خدمتی به اسلام بكنم ، ولی همين امر به معروف و نهی از منكر من مفسده ديگری برای اسلام به وجود آورد نه برای من . مفسدهای برای اسلام به وجود آورد كه آن مفسده از اين خدمتی كه من از اين راه به اسلام میكنم ، بيشتر است . بسيارند افرادی كه نهی از منكر میكنند ولی نه تنها نتيجهای نمیگيرند ، بلكه با نهی از منكرشان آن كسی را كه نهی از منكر میكنند به كلی از دين بری میكنند . من مسئله ترتب مفسده را میپذيرم اما مسئله ضرر را ، آنهم ضرر شخصی كه مرز امر به معروف و نهی از منكر ، ضرر شخصی است ( درباره هر موضوعی میخواهد باشد ) نمیپذيرم ، به دليل اينكه حسين بن علی نپذيرفت و به دلائل ديگر كه فعلا مجال بحث در آنها نيست . حسين بن علی ( ع ) به اين اصل تمسك كرد و اثبات نمود كه من به اين دليل قيام كردم ، يا لااقل يكی از عوامل و عناصری كه مرا به اين نهضت وادار كرد ، همين است . او در زمان معاويه علائم و قرائنی نشان میداد كه معلوم بود خودش را برای قيام آماده میكند . صحابه پيغمبر را در منی جمع كرد و برای آنها صحبت نمود آنها را روشن كرد ، حقايق را به آنها گفت ، مفاسد اوضاع را برايشان نماياند ، فرمود شما هستيد كه چنين وظيفهای داريد .آن حديث معروف بسيار مفصل و عالی كه در " تحف العقول " هست اين جريان را و اينكه حسين بن علی چگونه فكر میكرده است ، كاملا نشان میدهد .
حسين ( ع ) در اواخر عمر معاويه نامهای به او مینويسد و او را زير رگبار ملامت خود قرار میدهد و از آن جمله میگويد : معاويه بن ابی سفيان ! به خدا قسم من از اينكه الان با تو نبرد نمیكنم ، میترسم دربارگاه الهی مقصر باشم . میخواهد بگويد خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است ، در صدد قيام نيست . من به دنبال يك فرصت مناسب هستم تا قيام من موثر باشد و مرا در راه آن هدفی كه برای رسيدن به آن كوشش میكنم ، يك قدم جلو ببرد روز اولی كه از مكه بيرون میآيد ، در وصيتنامهای كه به محمد ابن حنفيه مینويسد ، صريحا مطلب را ذكر میكند : « انی ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ، و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ، اريد عن آمر بالمعروف و انهی عن المنكر »
اباعبدالله در بين راه ، در مواقع متعدد به اين اصل تمسك میكند ، و مخصوصا در اين مواقع ، اسمی از اصل دعوت و اصل بيعت نمیبرد . عجيب
اينست كه در بين راه هر چه كه قضايای وحشتناكتر و خبرهای مايوس كنندهتر از كوفه میرسيد ، خطبهای كه حسين میخواند ، از خطبه قبلی داغتر بود . گويا بعد از رسيدن خبر شهادت مسلم ، اين خطبه معروف را میخواند : ايها الناس! ان الدنيا قد ادبرت و اذنت بوداع ، و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت بصلاح » اقتباس از كلمات پدر بزرگوارش است . سپس میفرمايد :« الا ترون ان الحق لا يعمل به ، و ان الباطل لا يتناهی عنه ؟ ليرغب المومن فی لقاء الله محقا » . آيا نمیبينيد به حق عمل نمیشود ؟ آيا نمیبينيد قوانين الهی پايمال میشود ؟ آيا نمیبينيد اينهمه مفاسد پيدا شده و احدی نهی نمیكند و احدی هم باز نمیگردد ؟ « ليرغب المومن فی لقاء الله محقا » در چنين شرايطی يك نفر مومن ( نفرمود : من كه حسين بن علی هستم دستور خصوصی دارم ، من چون امام هستم وظيفهام اينست ) بايد از جان خود بگذرد و لقاء پروردگار را در نظر بگيرد . در چنين شرايطی از جان بايد گذشت . يعنی امر به معروف و نهی از منكر ، اينقدر ارزش دارد .
در يكی از خطابههای بين راه بعد از اينكه اوضاع را تشريح میكند ، میفرمايد : « انی لا اری الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برما »ايها الناس ! در چنين شرايطی ، در چنين اوضاع و احوالی ، من مردن را جز سعادت نمیبينم . ( بعضی نسخهها شهاده نوشتهاند و بعضی سعاده ( من مردن را شهادت در راه حق میبينم . يعنی اگر كسی در راه امر به معروف و نهی از منكر كشته شود ، شهيد شده است . ( معنای من مردن را سعادت میبينم نيز همين است . ) « و الحياه مع الظالمين الا برما » ، من زندگی كردن با ستمگران را مايه ملامت میبينم ، روح من روحی نيست كه با ستمگر سازش كند .
از همه بالاتر و صريحتر ، آن وقتی است كه ديگر اوضاع صد درصد مايوس كننده است . آن وقتی است كه به مرز عراق وارد شده و با لشكر حربن يزيد رياحی مواجه گرديده است . هزار نفر مامورند كه او را تحت الحفظ به كوفه ببرند . در اينجا حسين بن علی ( ع ) خطابه معروفی را كه مورخين معتبری امثال طبری نقل كردهاند ايراد و در آن به سخن پيغمبر تمسك میكند ، به اصل امر به معروف و نهی از منكر تمسك میكند : « ايها الناس ! من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ، ناكثا لعهد الله مستاثرا لفیء الله ، معتديا لحدود الله ، فلم يغير عليه بقول و لا فعل كان حقا علی الله ان يدخله مدخله . الا و ان هولاء القوم قد احلوا حرام الله و حرموا حلاله ، و استاثروا فیء الله ». يك صغرا و كبرای بسيار كامل میچيند . طبق قانون معروف ، اول يك كبرای كلی را ذكر میكند : ايها الناس ! پيغمبر فرمود : هر گاه كسی حكومت ظالم و جائری را ببيند كه قانون خدا را عوض میكند ، حلال را حرام ، و حرام را حلال میكند ، بيت المال مسلمين را به ميل شخصی مصرف میكند ، حدود الهی را بر هم میزند ، خون مردم مسلمان را محترم نمیشمارد ، و در چنين شرايطی ساكت بنشيند ، سزاوار است خدا ( حقا خدا چنين میكند ، يعنی در علوم الهی ثابت است ) كه چنين ساكتی را به جای چنان جائر و جابری ببرد . بعد صغرای مطلب را ذكر میكند : « ان هولاء القوم » . . . اينها كه امروز حكومت میكنند ( آل اميه ) همينطور هستند . آيا نمیبينيد حرامها را حلال كردند و حلالها را حرام ؟ آيا حدود الهی را به هم نزدند ، قانون الهی را عوض نكردند ؟ آيا بيت المال مسلمين را در اختيار شخصی خودشان قرار ندادند و مانند مال شخصی و برای شخص خودشان مصرف نمیكنند ؟ بنابر اين هر كس كه در اين شرايط ساكت بماند ، مانند آنهاست . بعد تطبيق به شخص خود كرد : « و انا احق من غير » من از تمام افراد ديگر برای اينكه اين دستور جدم را عملی كنم ، شايسته ترم . وقتی انسان حسين را با اين صفات و خصائل میشناسد ، میبيند حق است و سزاوار است كه نام او تا ابد زنده بماند ، چون حسين مال خود نبود ، خودش را فدای انسان كرد ، فدای اجتماع انسانی كرد ، فدای مقدسات بشر كرد ، فدای توحيد كرد ، فدای عدالت كرد ، فدای انسانيت كرد . از اين جهت افراد بشر همه او را دوست میدارند . وقتی انسان ، ديگری را میبيند كه در او هيچ چيزی از خود فردی وجود ندارد و هر چه هست شرافت و انسانيت است .
انشالله بعد از مطالعه این مطلب متوجه شدید در حال حاضر هیچ جایی بهتر از مجلس عزای اهل بیت (ع) برای آگاهی افراد و امر به معروف و نهی از منکر مسئولین وجود ندارد چرا که ائمه معصومین (ع) فقط برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر به شهادت رسیدند ، مگر فلسفۀ قیام سید الشهداء غیر از دشمن شناسی و بیداری و احیای ارزشها اسلامی چیز دیگری بود ؟ این امر واجب ، حد ومرز نمیشناسد ، حتی اگر جان و مالت به خطر بیافتد ، حتی اگر به تهمت ها و ناسزاها گرفتار شوی باز این امر از گردن ساقط نخواهد شد و این همان خط سیری می باشد که حاج منصورارضی بدان پایبند است .شما وقتی به کلام خدا و سیرۀ عملی اهل بیت و انبیاء مراجعه میکنید متوجه میشوید که همۀ آنها غیر از امر به معروف و نهی از منکر که یک اصل است چیز دیگری نگفته اند. چرا سینه زن نباید به مسائلی که در مملکتش در حال اتفاق است آگاه باشه ؟ چرابعضی از افراد با این اصل دو گانه و منافقانه برخورد میکنند ؟ چرا باید فکر کنیم اگر مومنی در خیمه امام حسین (ع) حرف از مشکلات و درد مردم و طریقۀ مبارزه با دشمن (چه داخلی و چه خارجی ) زد ، دین و ایمانش را فروخته و دنیا گرا شده ؟ چرا باید امثال حاج منصورارضی که این انقلاب توسط همین افراد تشکلیل شده و حقیقتا آنها خود را خرج این نظام کرده اند ، چه در دوران انقلاب و چه در دوران جنگ و در این راه رنج بسیاردیده اند و به گردن همۀ ما حق دارند ، به خاطر تذکر به بعضی مسئولین بی مسئول که با زد و بند و پارتی بازی و خیانت بعضی از سران ، در راس کار آمده اند مورد هجمه و تهمت قرار بگیرند . پس مردم کی و کجا باید بدانند یزیدیان فقط در زمان امام حسین (ع) نبوده اند و الان هم در دنیا و مملکت ما یزیدی وجود دارد ، کسانی وجود دارند که می خواهند نامی از اهل بیت (ع) ،امام ، شهدا و ارزشهای دینی و اسلامی در میان نباشد و به دنبال کسب مال و مِنال وقدرت و ضربه زدن به اسلام هستند و باید حواسشان را جمع کنند .

مگر فلسفۀ قیام سید الشهداء غیر از دشمن شناسی و بیداری و احیای ارزشها اسلامی چیز دیگری بود ؟ انسانها در این عالم از دو گروه تشکیل شده اند یکی حق و دیگری باطل ، اگر میخواهید بدانید در جبهۀ حق هستید یا باطل ، ببینید کدام یک از اعمال و رفتارتان با قرآن و اهل بیت (ع) نزدیکی و سنخیت دارد البته رسیدن به این حرف که در کدام جبهه هستید به اندازه یک جو فهم و درک و وجدان احتیاج دارد که متاسفانه بعضی افراد ندارند .
در سایت خبری عصر ایران مطلبی نوشته شده است با این عنوان ( تشبیه عجیب منصور ارضی : قالیباف ! مثل عمر سعد است )
من نمیدانم حاج منصور کی و کجا قالیباف را با عمر سعد تشبیه کرده است و از آنجایی که متن کامل صحبتهای حاج منصور در دعای عرفه را در اول مطلب نوشته ام ، قضاوت را به عهده شما میگذارم. البته من به شخصه به این معتقدم که امثال عمر سعد در مملکت ما وجود دارد و با کمی جستجو امثال عمر سعد را در دوران سازندگی و مخصوصاً اصلاحات میتوان یافت کرد . البته این پیر غلام به احترام خیمه و سینه زنان امام حسین (ع) دیگر کمتر به آنان اشاره مینماید و اینکه دیگر اینان ارزش ندارند که روضه خان آستان سید الشهداء بخواهد دهانش را برای نام بردن این آقایان آلوده نماید .و این را هم بدانید دشمنی این آقایان و حضرات و امثالهم با حاج منصورارضی فقط و فقط به خاطر ولایت مداری ایشان است که من بیشتر وارد جزئیات نمیشوم.متاسفانه در حال حاضر دشمنان داخلی با چهرۀ دینی مشغول به ضربه زدن به دستاوردهای انقلاب و اسلام هستند و این حضرات با وجهۀ دینی به دنبال کسب مشروعیت در بین مردم میباشند ولی الحمدالله مومنین به مدد حق اجازۀ نخواهند داد آنها به آنچه که در سر دارند دست یابند.



